عاشقانه
عاشقانه ها
لینک های روزانه
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
طراح قالب
( )
خریدار دل
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟!
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روي خاک افتاده بود
جاي پايش روي دل جا مانده بود


.gif)
.gif)
.gif)
نوشته شده توسط
نوشین علیزاده در
سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت
1:55
( )
5 وارونه
دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل است
هرکه ما را این نصیحت کند بی حاصل است
گربصد منزل فراق افتــاد میان ما و دوست
همچنانش در میان جان شــیرین منـزل است


گفت :۵ وارونه چه معنا دارد؟
خواهر كوچكم اين را پرسيد
من به او خنديدم
كمي آزرده و حيرت زده گفت: روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد
آنقدر خنده بَرَم داشت كه طفلك ترسيد ، بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف كوتاه دلت را خم كرد بي گمان مي فهمي۵ وارونه چه معنا دارد.

نوشته شده توسط
نوشین علیزاده در
سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت
1:54
( )
هميشه اين گونه بوده است...
هميشه اين گونه بوده است ، کسي را که خيلي دوست مي داري زود ازدست مي دهي
پيش از آن که خوب نگاهش کني مثل پرنده اي زيبا بال مي گيرد و دور مي شود ،
فکر مي کردي مي تواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد، خورشيد از
پشت کوها سرک مي کشد، در کنارش باشي
هنوز بعضي از حرفهايت را به او نگفته بودي...
هنوز همه لبخند هاي خود را به او نشان نداده بودي
که رفت ...

نوشته شده توسط
نوشین علیزاده در
سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت
1:54
( )
مرگ
|
هرشب وقتي تنها ميشم حس مي كنم پيش مني
|
نوشته شده توسط
نوشین علیزاده در
سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت
1:53
( )
نگاهم...
مــانــده نــگـاهـم بــه د ل پـنـجـره تــر شــده از هـجرت تـو خـاطـره کوچه پر از حسرت ديوانه گـيست خــانــه تـهـي از نـفـس زنـدگـيست بـي تـو دلـم نـيمه شـبي سوي دشت پـر زد و آواره شــد و بــر نگـشت لـــذ ت بــيـداري يــلـدا تـــويـي تــازه تــريـن رکــن تــمـنـا تــويـي چــشــم تــو آغــاز پـــريــشـانـي ام هــجــرت تـــو عــلــت ويــرانـي ام 
نوشته شده توسط
نوشین علیزاده در
سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت
1:53
( )
|
-:-*-:- دلم تنگه برای گریه کردن -:-*-:- |
|
رفتم
داستانها دارم از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو بی تو می رفتم ، می رفتم ، تنها ، تنها و صبوری مرا کوه تحسین می کرد
|
نوشته شده توسط
نوشین علیزاده در
سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت
1:52
مطالب پیشین
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by nosheen
